آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - نقش زنان در نشر حديث - مهريزى مهدى

نقش زنان در نشر حديث
مهريزى مهدى


جامع مسانيد النساء وذكرهِنّ واحوالهنّ. ابراهيم محمد الجمل. (چاپ اول: الدار المصرية اللبنانية, قاهرة, ١٤١٢ق ـ ١٩٩٢م). ٢ج, ٣٠٧«٣٢٠ص.
تكامل انسانى زنان در پرتو شريعت آسمانى اسلام, ترديد پذير نيست. ساحتهاى انسانى كه رسول خدا(ص) در برابر زنان گستراند, با گذشته آنان قابل مقايسه نيست. تكامل انسانى زنان در دو عرصه دانش و سلوك معنوى قابل بررسى و اثبات است. اين امر را مى توان در قرآن و سنّت و تاريخ صدر اسلام نشان داد و نيز مى توان در ادوارِ ديگر تاريخ مسلمين به بحث گذارد.
قرآن كريم راه سلوك معنوى را در برابر زنان چنان گشود كه از مريم و همسر فرعون به عنوان دو مثَل و الگو براى همه مؤمنان ياد كرد.١ و نيز مريم را با بلندترين واژه ها ((اصطفيك و طهّرك)٢)٣ ستود و از مقام معنوى او خبر داد.
اين رهگشايى قرآن چنان سودمند افتاد كه زنانى عارف و زاهد در تاريخ اسلام درخشيدند. ابوعبدالرحمن سلمى (٣٢٥ـ٤١٢ق) كتاب ذكر النسوة المتعبدات الصوفيات٤ را مى نگارد و در آن از هشتاد زن عارف ياد مى كند. عبدالرحمن بن احمد جامى (٨١٧ ـ ٨٩٨ق) در كتاب نفحات الانس٥ از چهل زن عارف ياد مى كند.٦
ثبات زنان در سلوك معنوى چنان مشهور بوده كه زهرى در وصف آنان گفته است:
(ما ارتدت امرأة بعد ايمان). هيچ زنى پس از ايمان مرتد نشد.٧
در عرصه دانش نيز زنانى بسيار به عالى ترين درجه دست يافتند. اين را نيز بايد رهين توصيه هاى قرآن و ترغيب پيامبر به دانش اندوزى زنان دانست: (طلب العلم فريضة على كل مسلم و مسلمة)٨ آموختن, نوشتن, روايت كردن, فرهيختگى در علوم قرآن و حديث, فقه و اصول و… بخشى از اين ساحت است.
در اين نوشتار به بهانه معرفى جامع مسانيد النساء گزارشى از نقش روايى زنان را بيان مى كنيم. به تعبير ديگر تلاش مى شود سهم ارزنده آنان در حفظ و نشر ميراث حديثى باز گفته شود.
عالمان رجال گفته اند روايت زنى به جهت زن بودن مردود دانسته نشده است. شوكانى در اين زمينه گفته است: (لم ينقل عن احد من العلماء بانه رد خبرا مرأة لكونها امرأة فكم من سنّة قد تلقتها الامة بالقبول من امرأة واحدة من الصحابة و هذا لاينكره من له ادنى نصيب من علم السنة.)٩
بالاتر از آن را ذهبى ادعا كرده است كه مى گويد: (لم يؤثر عن امرأة أنّها كذبت فى حديث)١٠ دروغگويى زن در نقل حديث به ثبت نرسيده است.
بيش از ده عنوان كتاب با نام مسند فاطمة يا مصحف فاطمة نگارش يافته كه حاوى روايات و سخنان حضرت فاطمه(س), دخت گرامى پيامبر مى باشد.١١ كتبى ديگر نيز با عنوان ديگر در اين زمينه تأليف شده است; چون نهج الحياة يا فرهنگ سخنان فاطمة١٢, عوالم سيدة النساء١٣ و….
بدرالدين زركشى (م٧٩٤) كتاب الاجابة لايراد ما استدركته عائشة على الصحابة١٤ را فراهم آورد و در آن روايات عايشه در نقد بر صحابه را جمع كرده است. در اين كتاب نود حديث در اعتراض به سى تن از صحابه ثبت شده است.
ذهبى گفته است كتابى با عنوان اخبار ام المؤمنين عايشة تصنيف كرده است.١٥ و نيز ابن حجر عسقلانى (٧٧٢ـ٨٥٢ق) مسند عايشة تأليف كرده است.١٦ در كتاب (موسوعة امهات المؤمنين) ١٤٧٠ حديث را كه همسران پيامبر روايت كرده اند به صورت موضوعى گرد آورده است.١٧
زنانى كه شيخ اجازه بودند و مردانى بزرگ در مكتب حديثى آنان پرورش يافتند كم نيستند. ابن حجر عسقلانى (٧٧٢ـ٨٥٢ق) هشتاد و يك شيخ اجازه از زنان دارد. ابن عساكر در مكتب زنى به نام فاطمه بنت المنجا كسب حديث مى كند.١٨ ابن عربى (٥٦٠ ـ ٦٣٨ق) از فخرالنساء اجازه روايت مى گيرد.١٩ ازهرى و فرّاء از زنى به نام ام السلامة نقل حديث مى كنند, خطيب بغدادى نزد زنى به نام كريمه صحيح بخارى را خواند, چنانكه او و سمعانى همان كتاب را نزد زنى ديگر به نام مروزيه خواندند. ابن جوزى مسند شافعى را از زنى به نام فاطمة بنت الحسين شنيد و…٢٠
در تاريخ معاصر ايران نيز نام بانو امين مى درخشد. وى اجازه روايت به شخصيتهاى برجسته اى چون علامه امينى, صاحب الغدير, و آيةالله نجفى مرعشى داده است.٢١
در بسيارى از كتب رجال شيعه و اهل سنت بخشى به شرح حال راويان زن اختصاص يافته است. در مثل در ميان كتب شيعى از اينها مى توان نام برد:
رجال ابن داود, ابن داود الحلى, منشورات الرضى, ص٢٢٢ـ٢٢٤, ٢٢ زن راوى.
تنقيح المقال, المامقانى, مطبعة المرتضوية, نجف, ج٣, ص٦٩ ـ ٨٣.
معجم رجال الحديث, آيةالله الخويى, مدينةالعلم, ج٢٣, ص١٧٠ـ٢٠١, ١٣٤ زن راوى.
اعلام النساء المؤمنات, محمد الحسون, انتشارات اسوه, ١٤٨ زن راوى, ص٦٨٧ ـ ٦٩٣.
در منابع رجالى اهل سنّت مى توان از تهذيب الكمال, ابوالحجاج, دارالفكر, بيروت, ج٢٢, ص٢٩٠ـ٥٠٣ (٢٦٥ زن راوى) نام برد.
به غير از اينها كتب مستقلى تأليف شده كه راويان زن در آنها گرد آمده است; مانند:
محدثات شيعه. نهلا غروى نائينى, دانشگاه تربيت مدرس, تهران, ١٣٧٥. اين كتاب رساله دكتراست كه به شرح حال ١٩٥ زن راوى پرداخته است.
زنان دانشمند و راوى حديث, احمد صادقى اردستانى, دفتر تبليغات اسلامى, قم, ١٣٧٥. در اين اثر ١٧٦ زن راوى حديث مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفته است.
حال به اختصار كتاب جامع مسانيد النساء را, گزارش مى كنيم.
جامع مسانيد النساء, نام كتابى است كه در آن احاديث نقل شده توسط زنان گرد آمده است. در اين مجموعه دو جلدى ١٧٥٢ حديث غير مكرر جمع شده كه از اين تعداد ٨١٤ حديث در جلد اول و ٩٣٨ روايت در جلد دوم قرار دارد. زنانى كه اين احاديث را روايت كرده اند بيش از صد نفر مى باشند.
كتبى را كه مؤلف مبنا قرار داده و احاديث را از آن استخراج كرده بيست وهشت عنوان است: ١. صحيح البخارى ٢. صحيح مسلم ٣. سنن ابن ماجه ٤. صحيح سنن ابن ماجه ٥. المستدرك للحاكم ٦. سنن الدار قطنى ٧. مصنف ابن ابى شيبة ٨. صحيح ابن حيّان ٩. صحيح ابن خزيمة ١٠. مسند الشافعى ١١. مسند ابى حنيفة ١٢. مصنف عبدالرزاق ١٣. مسند الدارمى ١٤. حلية الاولياء ١٥. صحيح ابن عوانه ١٦. سنن البيهقى ١٧. سنن ابى داود ١٨. سنن الترمذى ١٩. صحيح ابى داود ٢٠. مسند الامام احمد ٢١. الفتح الربانى ٢٢. موطأ الامام مالك ٢٣. معاجم الطبرانى ٢٤. مسند ابى يعلى ٢٥. مسند البزّار ٢٦. نيل الاوطار ٢٧. مجمع الزوائد للهيثمى ٢٨. جامع الاصول لابن الاثير.
در جزء اول اين كتاب, روايات صحيح بخارى و صحيح مسلم گرد آمده است و در جزء دوم ساير احاديث جمع شده است. ترتيب و تبويب روايات به شيوه صحيح بخارى است. نويسنده مدعى است رواياتى كه ضعف آن معلوم بوده در اين مجموعه نيامده است. (ج٢, ص٨). در مقدمه جلد اول و دوم شرح كوتاهى از مهمترين زنان راوى ارائه شده است.
عدد زنان ترجمه شده چهل تن است كه بيست وهفت نفر در جلد نخست و سيزده تن در جلد دوم ترجمه شده است. شرح حال مختصرى نيز از همسران پيامبر در آغاز جلد نخست آمده است. نويسنده در پانوشتها, مأخذ احاديث را ذكر مى كند و غير از آن توضيحاتى پيرامون سند, راويان و برخى لغات را نيز اضافه مى كند. وى تعداد روايات عايشه را ٢٢١٠ گفته است (ج١, ص١١). در پايان كتاب فهارس اعلام النساء, اطراف الحديث و موضوعات را آورده كه بهره ورى از آن را آسان مى كند.
روشن است كه اين كار بدين شكل گسترده تازگى دارد و مى تواند مبناى كارهاى قويتر و بهتر قرار گيرد. از اين رو عمل مؤلف درخور ارج و ستودنى است. اگر نويسنده به برخى نكات توجه مى كرد اين اثر بهتر از اين قابل عرضه بود:
١. در شكل كنونى روش واحدى اتخاذ نشده است. از اين رو سير اعرابگذارى احاديث در دو جلد بسيار متفاوت است. برخى احاديث به طور كامل اعرابگذارى شده و برخى ديگر نه.
٢. مؤلف روش خود را در تنظيم و تبويب باز نگفته و آنچه بدان اشارت رفت از مقايسه كتاب با منابع و مآخذ بدست آمد.
٣. بهتر آن بود كه روايات شماره گذارى گردد.
٤. شرح حال كوتاهى از تمام زنان راوى امرى سزاوار بود, با توجه به اينكه تعداد راويان صد نفر است و وى چهل تن را ترجمه كرده است.
٥. لازم بود در مقدمه سيرى از سرگذشت روايت زنان, ديدگاه عالمان رجال در اين زمينه, كتبى كه به ترجمه زنان راوى پرداخته را بيان كند و دورنمايى از موضوع در اختيار خواننده قرار دهد.پاورقي: ١. سوره تحريم, آيه١١ـ١٢. ٢. سوره آل عمران, آيه٤٢. ٣. همان, آيه ٣٧ و ٤٥ و سوره مؤمنون, آيه٥٠. ٤. ذكر النسوة المتعبدات الصوفيات, ابوعبدالرحمن السلمى, تحقيق محمود محمد الطناحى, اول, مكتبة الخانجى, قاهرة, ١٤١٣ق ـ ١٩٩٣م. ٥. نفحات الأنس, عبدالرحمن بن احمد جامى, تصحيح مهدى توحيدى پور, كتابفروشى سعدى, ١٣٣٦ق, ص٦١٥ ـ ٦٣٥. ٦. به جز اينها كتابهاى ديگرى نيز در اين زمينه نشر يافته است; چون: اعلام العابدات الزاهدات, محمد احمد درنيقه. المؤسسة الجامعية للدراسات والنشر والتوزيع, بيروت, ١٤١٠ق ـ١٩٩٠م. ٧. تحرير المرأة فى عصر الرسالة, عبدالحليم ابوشقة, اول, دارالقلم, كويت, ١٤١٠ق ـ ١٩٩٠م, ج٢, ص٤٢٣, به نقل از: صحيح بخارى, ج٦, ص٢٨١. ٨. بحارالانوار, ج١, ص١٧٧, ح٥٤; مستدرك الوسائل, ج١٧, ص٢٤٩, ح٢١٢٥٠. ٩. تحرير المرأة فى عصر الرسالة, ج١, ص١١٨, به نقل از: ميزان الاعتدال, مقدمه. ١٠. همان, به نقل از: نيل الاوطار, ج٨, ص١٢٢. ١١. فاطمه در آينه كتاب, اسماعيل انصارى زنجانى, دوم, الهادى, قم, ١٣٧٥, ص٣٢٢ـ ٣٢٥. ١٢. نهج الحياة يا فرهنگ سخنان فاطمه, محمد دشتى, مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين, قم, ١٣٧٢, ٤١٩ص. ١٣. عوالم سيدة النساء, عبدالله البحرانى الاصفهانى, مؤسسة الامام المهدى, قم, ج١١, ص٢٧٩ـ ٦٣٤. ١٤. الاجابة لايراد ما استدركته عائشة على الصحابة, بدرالدين زركشى, تحقيق سعيد الافغانى, اول: مطبعة الهاشمية, دمشق, ١٩٣٩, دوم: المكتب الاسلامى, بيروت, ١٣٩٠ق ـ ١٩٧٠م, ٢١٢ص. ١٥. تذكرة الحفاظ, ج١, ص٢٩ و ميزان الاعتدال, ج١, (مقدمة التحقيق). ١٦. مسند عايشة, ابن حجر عسقلانى, اول, مكتبة السنة, قاهرة, ١٤١٦ق ـ ١٩٩٥م. ١٧. موسوعه امهات المؤمنين, عبدالصبور شاهين و اصلاح عبدالسلام الرفاعى, اول, الزهراء, قاهره, ١٤١٢ق ـ ١٩٩١م, ص٢٠١ـ ٥٦٥. ١٨. ذكر النسوة المتعبدات, ص١١ـ١٢. ١٩. ترجمان الاشواق, ابن عربى, ص٧ـ ٨. ٢٠. فصول عن المرأة, هادى العلوى, دارالكنوز الادبية, بيروت, ١٩٩٦, ص٦٧ ـ ٦٨. ٢١. بانوى مجتهد ايرانى, ناصر باقرى بيد هندى, دفتر تبليغات اسلامى, قم, ١٣٧١, ص١١٣ـ١١٦.